دیروز
۱۴۰۱/۱۱/۱۹
وسط شلوغی های روز، دردل و گریه هام فهمیدم من چقدر خوشبختم برای داشتن عزیزین آدمای زندگیم خانوادم...
بابای مهربونی که زنگ میزنه و میگه کی ناراحتت کرده بیام
مادر مهربونی که بگه خانم قزم روزی دست خداست.
فریبای من که همیشه نگفته میدونه احوالم چیه، خودش قوت قلبمه
مریم مهربونی که برای خوشحال کردنت وسط خستگی های روز با عشق به سبک خودش غافلگیرت کنه...
خوشبختی همینه
زیباترین دلگرمی هارو داشتن و عشق رو لمس کردن
ما را در سایت خاطره خاطره ها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 88