تو دور دور شلوغی های زندگی
تو اونجاها که قدمات کم میاره
جایی که خسته میشی و دلت میخواد به ی خواب عمیق بری
دلت تنگ خیلیاس و خیلی ها ازت دوری میکنن
میدونی من الان تو این حال و هوام؟ میدونی به خودم چی میگم؟
میگم فرزانه یه گوشه ی ذهنت تمام اینهارو قفل و زنجیر کن
یه نفس عمیق بکش و بگو تا وقتی خدا هست از پس همه چی برمیای
فقط کافیه خدا رو باور داشته باشی
باورش داشته باش فرزانه
و با اطمینان بهش یه نفس عمیق بکش
دوباره توبه کن
دوباره قدم بردار
دوباره توکل کن.
باورش کن فرزانه باور
باورش کن و نفس عمیق بکش
خاطره خاطره ها...
ما را در سایت خاطره خاطره ها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 156