
به خودم گفتم بسه هر چی نشستم و اه کشیدم امشب شب خواستنه... خنکای آب رو به جان خریدم و حس خوب آماده شدن واسه مهمونی تو تک تک رگهام جاری شد لبیک یا امام حسن مجتبی حاضر شدن تو مجلس تو یه دل می خواد فقط دل... قدم گذاشتن تو خونه دلت فقط یه یا زهرا می طلبه واسه همنوا شدن با سوز دلت کافی با قدم های دلم برم تو کوچه بنی هاشم.... همراه بشم با قدم های کودکانه دل شکسته... به اسم زیبای مادرت قسم بی ریا اومدم در خونت ... میدونم بی منت می بخشی اگه این طور نبود اگه ندیده بودن که نمی گفتن: کریم آل طاحا یا حسن مجتبی (ع) منم میخوام ببینم با چشم دل با سوز سینه با اشک های داغ با جاری ش...
ادامه مطلب