
از دیروز خیلی بهم ریختمنمیدونم چرا از سن ادم که میگذره از نظر احساسی بجای قوی شدن شکننده تر میشه؟مامانم گاهی وقتا که ناراحته خیلی زود گریه اش میگیره و بهش میگم مامان تو بزرگی گریه نکن تو که قوی تریاما حالا حال دل مامانم رو می فهمم، گذر زمان ادم رو دل نازک تر می کنه، بمیرم برای دل مادرم حالا خوب می فهممش، می فهم از وقتی برادرم رفت مامان دیگه اختیاری روی اشکهاش نداره حالا چه از دوری و دلتنگی چه از سختی و گرفتاری های زندگی.امان از دیروز و حال خراب منامان از سادگی ها و ناپختگی ها و زودباوری های مناز دل نازکم از اشکهایی که روش اختیاری نداشتم البته تو تنهایی هام، دلم نمی خواست فریبام رو ناراحت کنم، دلیل حال خوبم رودلم پر بود از ادمایی که ازت حرف می کشن وقتی چیزی می شنون که باب دلشون نیست راحت کن...
ادامه مطلب
آرزوم بود این روزای زندگیم خوشحالم خیلی خیلی زیاد که این روزها رو دارم زندگی میکنم.دیروز چشمام پر از اشک شد از شوق تجربه بودن و لذت بردن کنار خانواده ام.خدایا هزار بار شکر بابت همه این دقایق خدایا شکرت برای بودن در کنار خانوادم + نوشته شده در ساعت توسط فرزانه | بخوانید...
ادامه مطلب
خدایا من کجای مسیر رو اشتباه کردم؟ دارم یک سال اخیر رو مرور میکنم و می بینم به امید یک موقعیت بهتر چقدر موقعیت های خوب رو از دست دادم واقعا حکمتش چیه؟میگن با فکر کردن به گذشته آن روزا برنمیگرده، قبول برنگردن اما امیدوارم یک روزایی بیاد که اصلا وقتی برگشتم عقب اون موقعیت ها حتی تو خاطرم هم نمونده باشن.خدایا میشنوی؟من بنده ات هنوز امیدوارم امیدم رو ازم نگیر چون من با تمام وجودم به نتیجه خوب ایمان دارم به حکمت تمام این روزا اجابت آرزوهام از درگاه لطف و رحمتت بسته به یک نگاه توستپروردگارم❤️❤️❤️ + نوشته شده در ساعت توسط فرزانه | بخوانید...
ادامه مطلب
دوباره جمعه و امید حضوردوباره ندبه و دعای ظهوردوباره جمعه و خیال یاردوباره ندبه و سرود انتظاردوبار جمعه و دقایق پر از حسرتدوباره ندبه و عزیز در غیبتدوباره جمعه و تمنای یاراندوباره ندبه و اجابت باران + نوشته شده در ساعت توسط فرزانه | بخوانید...
ادامه مطلب
حس فوق العاده ایه که بعد سالها تونستم دوباره متن انتظار برات بنویسم آقاالسلام علیک یا صاحب الزمان(عج)باز هم قلم بهانه کردنهانگاردل یاد عاشقانه کردحال غریبی شد انگارمیان چشم های غرق انتظاراشک ز دیده دل...
ادامه مطلب
باران که می بارد یاد تو می افتم یاد لطف بی اندازه ات لطیف و دوست داشتنی است حس حضورت در جریان زندگی بخشندگیت در قدم های تند باران و شادابی در جان من شکرت که هستی بهترین خدا جوووووووووووون عاشقتم با تمام وجود...
ادامه مطلب
به خودم گفتم بسه هر چی نشستم و اه کشیدم امشب شب خواستنه... خنکای آب رو به جان خریدم و حس خوب آماده شدن واسه مهمونی تو تک تک رگهام جاری شد لبیک یا امام حسن مجتبی حاضر شدن تو مجلس تو یه دل می خواد فقط دل... قدم گذاشتن تو خونه دلت فقط یه یا زهرا می طلبه واسه همنوا شدن با سوز دلت کافی با قدم های دلم برم تو کوچه بنی هاشم.... همراه بشم با قدم های کودکانه دل شکسته... به اسم زیبای مادرت قسم بی ریا اومدم در خونت ... میدونم بی منت می بخشی اگه این طور نبود اگه ندیده بودن که نمی گفتن: کریم آل طاحا یا حسن مجتبی (ع) منم میخوام ببینم با چشم دل با سوز سینه با اشک های داغ با جاری ش...
ادامه مطلب
دلتنگی این روزها همدم دقایقم شده و باران اشک هایم مرهم دلتنگی ها سخت است پس زدن بعض دل تنگی مثل دختر بچه های لوس شده ام پا بر زمین می کوبند و دلشان آبنبات می خواهد با یک تفاوت دلم شیرینی روزهای گذشته را میخواهد وقتی عزیزترینم بود...
ادامه مطلب
سد بغض هایم هر آن شکستنی است تکرار روزهای نبودنت آزرده می کند خاطر چشمانم را خاطره ها را به خاطر سپرده ام دلتنگی هایم را... امان از لحظه های دلتنگی... دلتنگی ها کز کرده اند گوشه گوشه ی خانه ی دلم ثانیه ها دنبال بهانه اند... و دلتنگی بزرگترین بهانه ی این روزهایم شده برای شکستن سد بغض در گلو و تنها قرار این روزهایم الا بذکر الله تطمئن القلوب ...
ادامه مطلب
دلم ی دلگرمی میخواد ی حس جدید ی دلگرمی از جنس آرامش دلم ی دنیا لبخند میخواد خسته ام خدایا خستگی ام را دریاب...
ادامه مطلب