
از دیروز خیلی بهم ریختمنمیدونم چرا از سن ادم که میگذره از نظر احساسی بجای قوی شدن شکننده تر میشه؟مامانم گاهی وقتا که ناراحته خیلی زود گریه اش میگیره و بهش میگم مامان تو بزرگی گریه نکن تو که قوی تریاما حالا حال دل مامانم رو می فهمم، گذر زمان ادم رو دل نازک تر می کنه، بمیرم برای دل مادرم حالا خوب می فهممش، می فهم از وقتی برادرم رفت مامان دیگه اختیاری روی اشکهاش نداره حالا چه از دوری و دلتنگی چه از سختی و گرفتاری های زندگی.امان از دیروز و حال خراب منامان از سادگی ها و ناپختگی ها و زودباوری های من...
ادامه مطلب
تو فکرت بودمشب بودی نگاه به آسمون کردملبخند اومد روی لبمآسمون پر از ستاره بودپر از تو...دلتنگ بودمچشمامو بستمستاره هارو بوسیدملبخندم عمیق تر شدتو میدرخشیدی.......
ادامه مطلب
راست میگن بارون که بباره دل هوای عاشقی میکنه... بارون که بباره روح زنده میشه... هوا بارونیه و من عاشق تر زیرش قدم زدم و فکر کردم. به تمام خواستن ها بی قراری ها به لحظه لحظه های بی خبری و دلتنگی بارون ...
ادامه مطلب
می روم شاید میان ردپای جا مانده از دیروز پیدا کنم من امروزم را پریشانم می روم ارام یابم ارامشی از جنس خاک نرم، سبک ، بی ریا می روم ارام یابد این دل بی قرار......
ادامه مطلب